امامی رئوف اظهار کرد: متأسفانه با آسیبهای ایجاد شده در صنعت پتروشیمی، بخشهایی از این زنجیره تأمین مواد ما با مشکل مواجه شده و بررسیهای ما هم نشان میدهد که ذخایر مواد اولیه واحدهای تولید الیاف، نخ و نساجی ما محدود است و باید هرچه سریعتر نسبت به تأمین این مواد اولیه اقدام شود.
به گزارش اتاق اقتصاد؛ صنعت نساجی ایران که همواره یکی از پایههای اشتغالزایی و ارزآوری کشور بوده و هست، همچون سایر صنایع با مجموعهای از چالشها دستوپنجه نرم میکند. پیشتر تحریمهای بینالمللی و مشکلات ساختاری داخلی، عرصه را بر فعالان این صنعت تنگ کرده بود و اکنون شرایط جنگی و اختلال در زنجیرههای تأمین، بر شدت بحرانهای این صنعت اشتغالزا افزوده است به اعتقاد کارشناسان و فعالان این صنعت، سال جاری، سالی حیاتی و دشوار برای صنعت نساجی در جهت تابآوری و حفظ بقا خواهد بود.
بدون شک عبور موفقیتآمیز از این مرحله، نیازمند اتخاذ راهکارهای هوشمندانه، همکاری همهجانبه میان بخش دولتی و خصوصی، و ایجاد سیاستهای حمایتی مؤثر و پایدار است تا بتوان از ظرفیتهای بالقوه این صنعت ارزشمند به بهترین نحو بهره برد و مسیر رشد و توسعه مجدد آن را هموار کرد. به همین دلیل و برای بررسی وضعیت این صنعت خبرنگار اتاق اقتصاد به گفتگو با سید شجاع الدین امامی رئوف، دبیر انجمن صنایع نساجی ایران پرداخته است که در ادامه می خوانیم.
جناب امامی به عنوان نخستین سوال بفرمایید آخرین برآورد شما از وضعیت فعلی صنعت نساجی کشور در بخش تولید؛ اشتغال و تامین سرمایه چیست؟
طبیعتاً بعد از جنگ، وضعیت تولید، اشتغال و فروش واحدهای نساجی هم مثل بقیه واحدهای تولیدی و صنعتی کشور تحت تأثیر شرایط جنگ قرار گرفت و بهطور مشخص چون ما در ماه پایانی سال، به اصطلاح شب عید صنعت نساجی را از دست دادیم، تقریباً میتوانیم بگوییم با افت فروش بسیار بالایی در اسفندماه مواجه بودیم.
متعاقب آن، تعطیلات نوروزی و تعطیلیهایی که بهدلیل نامشخص بودن شرایط جنگ ادامه پیدا کرد، باعث شد بعضی از واحدها تا پایان فروردینماه هم تعطیل باشند، اما در مجموع آن اطلاعاتی که ما از اعضای خودمان و واحدهای تولیدی صنعت نساجی در اسفند، فروردین و اردیبهشت رصد میکنیم نشان میدهد که واحدهای مختلف در پراکندگی جغرافیایی کشور و در استانهای مختلف، تولید خودشان را حتی اگر شده با ظرفیتهای کمتر برقرار نگه داشتند و از این فرصتهای تعطیلی نوروزی برای تعمیرات، نگهداری و برنامهریزیهای مربوط به سرویس ماشینآلات خودشان استفاده کردند.
در حال حاضر مهمترین چالش واحدهای نساجی چیست؟
طبیعتاً به دلیل شرایط متاثر از جنگ، واحدها با افت بهرهوری و کاهش تولید مواجه بودند، اما آن چیزی که مهمترین چالش ماست، موضوع مواد اولیه است که بسیار بسیار حائز اهمیت است. به هر حال بخشی از مواد اولیه ما مثل الیاف اکریلیک، الیاف ویسکوز، الیاف پنبه و الیاف پشم وارداتی بوده و بخش عمده آن از طریق واردات انجام میشده که در شرایط فعلی تأمین آن با مشکل مواجه است.
ما در سال گذشته هم همین مشکل را در ثبت سفارشها، تخصیص و تأمین برای واردات داشتیم، اما امسال بهلحاظ محدودیتهای ارزی و محدودیتهای مربوط به لجستیک و حملونقل این مشکل یک مقدار پررنگتر شده است.
اگر ما از جنگ ۱۲ روزه تجربه میگرفتیم و استفاده میکردیم، میتوانستیم در بازه ماههای پس از آن یک مقدار به روند تأمین مواد اولیهمان سرعت بدهیم و با توجه به اینکه پیشبینی میشد مجدداً جنگی در راه باشد، باید حتماً تدابیری برای تأمین ذخیره استراتژیک مواد اولیه خودمان هم انجام میدادیم؛ کما اینکه دولت این کار را برای کالاهای اساسی پیشبینی کرده و اگر در آن دوره هم بانک مرکزی و وزارت صمت مساعدت میکردند، ما هم میتوانستیم در واقع ذخایر قابل اتکایی را تأمین کنیم.
فارغ از این بخشِ الیاف پنبه، اکریلیک، پشم و ویسکوز وارداتی، ما بخشهایی را هم از پتروشیمیها تأمین میکردیم که عمده آن چیپس پلیاستر بوده که از پتروشیمی تندگویان تأمین میشده و انواع پلیپروپیلنهای نساجی بوده که از پتروشیمیهای مختلف کشور تأمین میشده است، اما متأسفانه با آسیبهای ایجاد شده در صنعت پتروشیمی، بخشهایی از این زنجیره تأمین مواد ما با مشکل مواجه شده و بررسیهای ما هم نشان میدهد که ذخایر مواد اولیه واحدهای تولید الیاف، نخ و نساجی ما محدود است و باید هرچه سریعتر نسبت به تأمین این مواد اولیه اقدام شود.
خوشبختانه بخشهایی از پلیپروپیلن ما به مدار برگشته و عرضههایی هم در بورس انجام شده، اما در ارتباط با چیپس پلیاستر بهشدت در مضیقه هستیم و شاهد کمبود آن در داخل کشور هستیم.
در شرایط فعلی دولت چه کمکی می تواند به صنعت نساجی کند؟
اگرچه مصوبه شورای عالی امنیت ملی و دولت محترم در ارتباط با واردات و انتقال ارز چیپس پلیاستر، پلیپروپیلن و PVC را داریم، اما به هر حال سازوکارها برای واردات این اقلام باید تسریع بشود و به نظر میرسد که دولت باید اقلام دیگری را هم در شرایط جنگی به این فهرست اضافه کند.
ما بخشهای زیادی از صنعت نساجی را با رنگ، مواد کمکی و افزودنیها پیش میبریم که بخشهایی از آنها پایه پتروشیمیایی دارند و نیاز ضروری به واردات این اقلام داریم و با توجه به اینکه جزو اقلام ضروری صنعت نساجی هستند و شاید از نظر ارزی هم حجم بالایی نداشته باشند، یا باید دولت در تخصیص ارز این مواد تسریع کند یا اینکه اجازه بدهد این مواد هم به طرق مختلف وارداتشان به کشور سرعت بگیرد.
در کنار این، ممکن است که ما برای تنظیم زنجیره ارزش نساجی خودمان نیاز به واردات در اقلام حلقههای دیگر زنجیره، مثل نخ و پارچههای خاص داشته باشیم که آن هم باز به نظر میرسد هم در نخهای مورد نیازمان و هم در الیاف پلیاستری و هم در نخهای مورد نیاز، لازم باشد که در بازههای زمانی محدود و تناژهای محدود، بهمنظور تنظیم بازار وارداتی انجام بدهیم و این هم باید سازوکار مشخصی داشته باشد و با مشارکت تشکلهای تخصصی، اقدامات فوری در ارتباط با واردات برای تنظیم بازار صورت بگیرد تا بتوانیم قیمتها را در زنجیره متعادل کنیم.
صنعت نساجی در دوران جنگ چه نقشی در تأمین نیازهای کشور ایفا کرد؟
صنعت نساجی صنعتی گسترده است که نقشهای متنوعی در تأمین نیازهای کشور ایفا میکند؛ در حوزه مسئولیتهای بهداشتی، پوشک بچه، نوارهای بهداشتی، و مجموعههایی که کالاهای بیمارستانی یا پزشکی مورد استفاده در صنعت درمانی را تولید میکنند، جزو اقلام نساجی محسوب میشوند.
همچنین، گونیهای پلیپروپیلن که برای بستهبندی آرد، حبوبات و سایر اقلام غذایی مورد استفاده قرار میگیرند، و انواع باند و محصولات پزشکی مشابه، همگی در حیطه محصولات صنعت نساجی قرار دارند. از این رو، این صنعت کاربرد مستقیمی در اولویتهای دارویی، پزشکی و غذایی کشور دارد.
علاوه بر این، صنعت نساجی با ایجاد بیش از یک میلیون شغل مستقیم، اهمیتی حیاتی در حفظ اشتغال کشور دارد و این حجم از اشتغال میتواند این صنعت را به عنوان یکی از اولویتهای بالا در میان کالاهایی با زنجیره ارزش تعریف کند.
آیا تولیدکنندگان نساجی در حال حاضر بیشتر با مشکل تقاضا مواجهاند یا تولید؟
عمده تولیدکنندگان در زنجیره ارزش کار میکنیم و ممکن است ماده اولیهای مانند الیاف، چیپس پلیاستر یا پلیپروپیلن که امروز وارد زنجیره میشود، سه تا چهار ماه بعد به محصول نهایی تبدیل شود.
این فرآیند شامل تبدیل الیاف به نخ، نخ به پارچه، و سپس بخش رنگرزی، چاپ، تکمیل و در نهایت تبدیل به پوشاک یا کالای خواب است.
در نتیجه، بازخوردهایی که از بازار دریافت میکنیم، با تأخیری چند ماهه و متناسب با فصولی است که کالا برای آن طراحی و عرضه شده است؛ مثلاً همکاران ما از هماکنون مشغول بررسی و طراحی لباسهای پاییز و زمستان خود هستند، در حالی که بخش مربوط به لباس تابستان در مرحله تولید دوخت و دوز است تا بتواند در فصل تابستان عرضه شود.
با این حال، در شرایط جنگی و بیثباتی روانی و اقتصادی که در کشور وجود دارد، اولویتهای سبد خانوار حتماً دستخوش تغییر میشود به طوری که در حوزه منسوجات خانگی مانند پرده، فرش و موکت با کاهش تقاضا مواجه هستیم و در صنعت پوشاک نیز کاهش نسبی تقاضا را شاهد بودهایم.
ذات بازار این بازخورد را به ما میرساند که این شرایط جنگی و تأثیرات آن، چگونه بر تقاضای مصرفکننده نهایی مؤثر خواهد بود. در حال حاضر، ممکن است از یک سو تأثیرات روانی جنگ باعث کاهش تقاضا شده باشد، اما از طرفی دیگر، محدودیتهایی که در کالای همراه مسافر و همچنین در فروشگاههای آنلاین خارجی ایجاد شده، ممکن است فضایی را برای برخی از همکاران در صنعت پوشاک فراهم کرده باشد. بنابراین، باید برآیند این عوامل را با هم در نظر گرفت.
افزایش هزینههای حملونقل، انرژی و تأمین مواد اولیه چه اثری بر قیمت تمامشده محصولات نساجی داشته؟ چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟
تنشهای جنگی تأثیرات عمیقی بر زنجیره ارزش صنعت نساجی گذاشته است، که عمده چالشها به تأمین مواد اولیه مربوط میشود.
در گذشته، بسیاری از مواد اولیه پتروشیمیایی مورد نیاز صنعت نساجی از طریق پتروشیمیهای داخلی و از طریق بورس کالا تأمین میشد، اما در حال حاضر مجبوریم این مواد را از کشورهای دیگر تهیه کنیم.
این امر با زحمات و هزینههای بیشتر حملونقل، لجستیک و ریسکهای ناشی از جنگ همراه است که بزرگترین چالش در کل زنجیره محسوب میشود.
با توجه به محدودیتهای وزارت صمت در ثبت سفارش، تخصیص ارز و تأمین آن، کالاهایی که باید از خارج از کشور تأمین شوند، با سختی بیشتری مواجه هستند.
آیا در دوران جنگ الگوی تولید نساجی به سمت نیازهای ضروری و راهبردی تغییر کرد؟
در مورد تغییر الگوی تولید به سمت نیازهای ضروری و راهبردی در دوران جنگ، باید گفت که صنعت نساجی تقریباً با همان رویکرد قبلی خود مشغول به کار است. بخشهایی مانند موکت و فرش، که بخشی از تولیداتشان صادراتی و بخشی برای بازار داخل است، ممکن است با افت تولید و راندمان در واحدهای مختلف مواجه باشند، اما گرایش خاصی برای متناسبسازی تولید با نیازهای ضروری در این زمینهها وجود نداشته است.
در واقع، بخشهایی که در حوزه نیازهای ضروری فعالیت میکردند، همچنان در همان حوزه مشغول به فعالیت هستند، هرچند ممکن است با ظرفیت و راندمان متفاوتی ادامه دهند. اما سایر بخشها که با افت تقاضا روبرو بودهاند، طبیعتاً با افت تولید نیز مواجه شدهاند، یا واحدهایی که مواد اولیه کمتری برای تولید داشتهاند، در برنامهریزی تولید با مشکل مواجه شده و با ظرفیت کمتری تولید کردهاند.