بولتن هفتگی الکترونیکی چین - اتاق بازرگانی تهران - شماره 18

تعداد بازدید : 103
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۳/۱۰

باسمه تعالی

بولتن شماره 18چین

اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی تهران

1396/3/9

اخبارهفته:

1.       خواجه سعد رفیق وزیر راه آهن پاکستان  در مراسمی به مناسبت نوزدهمین سالروز هسته ای شدن این کشور گفت: امروز پاکستان در آستانه یک شکوفایی اقتصادی بزرگ با استفاده از راهروی اقتصادی چین - پاکستان (گذرگاه کاشغر به گوادر) قرار دارد که ارزش این طرح، کمتر از هسته ای شدن پاکستان نیست.

2.       گفته می شود ایران چندین طرح توسعه پتروشیمی نظیر طرح پالایشگاهی G to P  دارد تا در تولید محصولات نهائی پتروشیمی به خودکفائی نسبی برسد. در حال حاضر ایران یکی از صادر کنندگان گاز به چین و وارد کننده محصولات مصرفی پتروشیمی نظیر پروپیلین و پلی پروپیلین از چین است.  ایران خوراک اصلی این محصولات یعنی گاز خود را به قیمتی به مراتب ارزان تر به چین و سایر کشورها صادر می کند.  اختلاف قیمت محصولات نهایی با LPG حداقل هزار دلار در هر تن است. به عبارتی چین با خرید LPG و تبدیل آن به پروپیلن و پلی پروپیلن و صدور مجدد این محصولات دست کم هزار دلار در هر تن سود میبرد .

3.       در جریان نشست سه جانبه چین ، پاکستان و افغانسان در قالب همکاریهای سه جانبه در مسیر جاده ابریشم، افغانستان از چین و پاکستان در خواست مساعدت برای تقویت همکاری در طرحهای توسعه ای افغانستان را طرح کرد.  در این نشست، کابل خواستار ساخت سدهای آب بر روی رودخانه «کنر» در شرق افغانستان، ساخت جاده حمل و نقل میان «کابل- پیشاور»، ایجاد خط آهن میان «کابل – پیشاور» در شرق، ایجاد خط آهن «هلمند- بهرامچه» و ساخت خط آهن «قندهار- چمن» در جنوب افغانستان شده است.

4.       بر اساس گزارش گمرک ایران، در فروردین ماه 1396 واردات ایران از چین در مقایسه با ماه مشابه سال قبل 26 درصد افزایش نشان می دهد. آمار منتشره نشانگر آن است که در فروردین ماه ، معادل 485 میلیون دلار کالای چینی وارد کشور شده که این رقم حدود 7/20 درصد کل واردات کالای خارجی به کشور محسوب می گردد.

گزارش هفته:

     چین چگونه و چرا اصلاحات را آغاز کرد؟ 
   پس از انقلاب 1949 و حاكميت كمونيستها بر اين كشور و با عبور از سالهاي نخستين انقلاب، همواره دو جناح قدرت در حزب كمونيست چين ظرفيتهاي ملي را به صورت مشاركتي اداره كرده و در رهبريت اين كشور به بحثهاي جدي پرداختهاند . 
   در يكي دو دهه نخست انقلاب، اين مباحث تحت تأثير مائو و ياران او از رنگ و بوي چنداني برخوردار نبود، اما همواره سؤالاتي نظير پرسشهاي زير در ميان نخبگان و كادرهاي حزبي جريان داشت : 
1- آيا اقتصاد دولتي و گسترش بدنة دولت به نفع مردم چين است، يا خير ؟ 
2- عنصر ناكار آمدي در بدنة دولت را چه بايد كرد ؟ 
3- تورم نيروي انساني در ساختار اقتصادي دولت به كجا خواهد انجاميد ؟ 
4- چرا بهرهوري در اقتصاد چين پائين است ؟ 
5- چگونه بايد فنآوري سنتي و فرسوده چين را با تكنولوژي و مديريت روز آمد اصلاح كرد؟ 
6- مديريت، سرمايه، اطلاعات و تواناييهاي چينيهاي ماوراء بحار و ساير ملتها را چگونه ميتوان به پكن متصل نمود؟ 
   ماجرا از دهة 80 و با قدرت گيري بيشتر جناح عملگرا و اصلاح طلب خسته از انقلاب فرهنگي (66- 76) وارد مدار جديدي شد و تفكر عمل گرايانه بجاي تفكر ايدئولوژيك و جهان ستيز، گفتمان غالب جامعه گرديد. 
    در اين مرحله ، شعارهاو گفتمان دوران دگرديسي با تبديل سياستهاي آرماني به سياستهاي ملي بود و تغييرات ساختاري و جوهري آغاز شد. 
اين شعارها عبارت بودند از : 
1- ساختن چين بزرگ ، مرفه و پيشرو وظيفهاي همگاني است. 
2- رفاه عمومي و توسعه صلح وظيفه حزب و دولتمردان است. 
3- همة قشرهاي اجتماعي با رهبريت حزب بايد در سياست درهاي بارز و توسعه اقتصادي مشاركت نمايند. 
4- دوستي با همه كشورها و حل و فصل مسايل با همسايگان سرلوحة حركت سياستمداران خواهد بود. 
5- عقلانيت جمعي و استفاده از همة توانها در تصميم سازي براي همگاني كردن فرهنگ توسعه ضروري است. 
6- توليد انبوه با حداقل هزينه ، قيمت ارزان و تصرف بازارهاي گوناگون هدف بخشهاي توليدي و تجاري خواهد بود. 
    در سياست خارجي، جمهوري خلق چين اصول پايداري را در مدار سياست خارجي خود قرار داد و آن را 5 اصل همزيستي مسالمتآميز خواند: 
1- احترام متقابل به حاكميت و تماميت ارضي كشورها 
2- عدم تجاوز 
3- عدم مداخله در امور ديگران 
4- برابري و نفع متقابل 
5- همزيستي مسالمت آميز با ساير كشورها 
   بر اين اساس، چين بر صلح و ثبات منطقهاي و جهاني ، پرهيز از هر گونه تنش با همسايگان و قدرتهاي مهم و اصرار بر حل و فصل مسالمت آميز مناقشات و اجتناب از هر گونه رقابت و مسابقه براي تعريف حوزه نفوذ و قدرت روي آورد. 
    چين در دهه های آغازین رشد خود ، با بهرهگيري مناسب از فضاي "جنگ سرد" و رقابت میان ابر قدرتهاي آن دوران، امكانات بينالمللي را در اختيار اقتصاد فرسوده خود قرار داد و با استفاده از كاتاليزوري مناسب و کارآمد، یعنی اتباع چینی مقیم خارج،  به نام « چينيهاي ماوراء بحار »، استراتژي توسعه اقتصادي و ارتقاء موقعيت بينالمللي خود را پي گرفت. 
   در اين راستا، حزب كمونيست با كنار گذاردن آرما نگرايي مبتني بر تفكرات حزبي و سوسياليستي در روابط بينالمللي، تمركز بر تأمين منافع ملي و پرهيز از مواضع پرهزينه را برگزيد. 
   اتخاذ اين سياستها حاصل ارزيابي واقعگرايانه از توان و قدرت پكن و اجتناب از سياستهاي شتابزده ، هیجانی و زود بازده بود. (ادامه دارد)

 

سخن هفته:

   هویت نوین آسیائی و نقش ایران و چین در وحدت آسیا

   ایران و چین می دانند که کشورهای آسیایی دارای اشتراکات زیادی با یکدیگر هستند. آسیا از جمعیت، وسعت زیاد و منابع طبیعی غنی برخوردار است و کشورهای آسیایی فرصتهای خوبی برای همکاری دارند. چین مدت هاست که برای مقابله آرام و صبورانه با " جهانی سازی" بدنبال یک "هویت نوین آسیایی" است و ایران می تواند شریک قابل اعتماد و پرچمدار این " هویت آسیایی " در غرب قاره آسیا باشد. بر این اساس ، ایجاد یک شبکه ارتباطی از چین تا اروپا که بتواند کشورهای چین، روسیه  هند، ایران، پاکستان، افغانستان و آسیای غربی و مرکزی را در بر گیرد، نیاز و ضرورت فعلی قاره کهن آسیا می باشد. این حرکت می تواند در قالب یک گذرگاه ترانزیتی به عنوان شاهرگ حیاتی یک اتحادیه اقتصادی در قالب جاده ابریشم نوین تعریف شود  و منافع کشورهای مسیر جاده ابرشم را تضمین و تامین نماید.

    اگر چه تفاوت دیدگاه و تنوع منفعتی هم میان کشورهای منطقه آسیا بطور جسته و گریخته وجود دارد، اما با مکانیسم ها و راهکارهائی یی که این کشورها برای حل و فصل اختلافات خود در قالب "سازمان همکاریهای شانگهای" تعریف نموده و ایجاد کرده اند، می توان امیدوار بود که دامنه این تنوع دیدگاه از داخل این سازمان فراتر نرود و بطور مسالمت آمیز و مناسبی حل و فصل شود. ایده حل و فصل تفاوت نظرها و اختلافات  منطقه ای، خیلی هم با ذهن رهبران آسیایی فاصله ندارد وکشورهای آسیایی به تدریج دریافته اند که برای حفظ قدرت و منافع خود باید "هویتی منطقه ای " دست و پا کنند و ضرورت چنین همبستگی رادر قالب " سازمان همکاریهای شانگهای" و" گفت و گوهای سیاسی آسیایی" دریافته اند.    

      این کشور ها در عمل مشاهده کرده اند که عمده مشکلات آنها ناشی از سو استفاده قدرتهای فرا منطقه ای از وجود اختلافات موجود و بعضا جزیی میان این کشورها می باشد. بنابر این، به یقین وجود چنین اتحادیه ای برای کشورهای عضو جامعه بزرگ آسیا ضروری بوده و با توجه به ظرفیت های بالای این کشورها، کارایی بسیاری در همبستگی و رفع اختلافات میان کشورهای این قاره ایفا خواهد نمود. 

پایان

منبع :
ارسال کننده :